فرهنگ عمید
۱. کسی را برانگیختن.
۲. جمع آوری، به ویژه جمع آوری اموالی که به زور از کسی گرفته شده است.
۱. کسی را برانگیختن.
۲. جمع آوری، به ویژه جمع آوری اموالی که به زور از کسی گرفته شده است.
💡 بانوی جنگجو و بیپروا بودی و زبانت شمشیر بود. بیمحابا میزدی بر هر کس که پست و فرومایه بود. آرزو داشتی موزهای داشته باشی از آثارت.
💡 3- به ما اجازه فرماييد تا از آثارتان براى پاره اى از مجله ها كه در مغرب عربى(مراكش ) چاپ و منتشر مى شوند و در دسترس ماست، بويژه در الجزاير، مطالبى راتلخيص و يا ترجمه به زبان فرانسوى كنيم، بدون اينكه دراصل آنها تغييرى داده و يا در متن آنها كلمه اى بيجا و دور از خواسته شما افزوده شود.
💡 سخن پیش تو چون گویم که نطق معجز آثارت بعجز افکنده هنگام فصاحت صد سخندان را
💡 عدم ایمای اسرارت، وجود اظهار آثارت ز نیرنگ تو خالی نیست معدومی و موجودی
💡 خدايا! چه موقع پنهان و غايب بوده اى تا نياز باشد دليلى بر تو دلالت نمايد. و چهموقع، دور بوده اى تا لازم باشد آثارت رساننده به سوى تو باشند؟ كور باد!چشمى كه تو را نمى بيند در عين حالى كه تو مراقب و نظاره گر او هستى و بى بهرهباد! معامله بنده اى كه بهره اى از عشق و محبت تو نيافت.