نعسان

مترادف‌ها

خواب‌آلود، خواب‌آلوده

متضادها

بیدار، هوشیار

لغت نامه دهخدا

نعسان. [ ن َ ] ( ع ص ) خواب آلود. ( آنندراج ). خواب آلوده. ( ناظم الاطباء ).ناعس. ( از متن اللغة ).

جمله سازی با نعسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ریاض نعسان آغا (عربی: ریاض نعسان آغا؛ زادهٔ ۱۹۴۷) یک دیپلمات اهل سوریه است. وی وزیر سابق وزارت فرهنگ سوریه بوده است همچنین او سفیر سوریه در عمان و امارات متحده عربی بود. او دکترایش را در فلسفه از دانشگاه دمشق دریافت کرد.

💡 او پس از یک شب بی‌خوابی طولانی و مطالعه زیاد برای امتحان، با حالتی بسیار نعسان و بی‌رمق پشت میز نشسته بود.

💡 وقتی از خواب بیدار شد، همچنان احساس می‌کرد بسیار نعسان است و چشمانش به سختی باز می‌شدند، انگار که هنوز در خواب بود.

💡 در طول جلسه طولانی و خسته‌کننده، بسیاری از حاضران با چهره‌ای نعسان و نگاهی بی‌هدف، سعی داشتند خود را بیدار و هوشیار نگه دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران