اتش تاب

لغت نامه دهخدا

( آتش تاب ) آتش تاب. [ ت َ ] ( نف مرکب ) گلخنی. تون تاب.

فرهنگ عمید

( آتش تاب ) ۱. کسی که مواد سوختنی در کوره می ریزد، تون تاب، گلخنی.
۲. کوره.

فرهنگ فارسی

( آتش تاب ) گلخنی تون تاب

جمله سازی با اتش تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از هیبت آن آب تن آتش تاب رفت آتشی از آتش و آبی از آب

💡 تاب سرما که بُرد از آتش تاب آب را تیغ و تیغ را کرد آب

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز