ابواربع و اربعین

لغت نامه دهخدا

ابواربع و اربعین. [ اَ اَ ب َ عِن ْ وَ اَ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) هزارپا. گوش خزَک. گوش خارک. ابوسبع و سبعین. پرپایه. سدپایه. اسقولوفندریون.

فرهنگ فارسی

هزار پا سد پایه

جمله سازی با ابواربع و اربعین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و از ایشان بود ابوسعیدبن الاَعْرابی نام وی احمدبن محمّدبن زِیادالبصری بود و بحرم مجاور بود و وفاة او آنجا بود اندر سنه احدی و اربعین و ثلثمایه و صحبت جُنَیْد و عمروبن عثمان مکّی کرده بود و نوری و پیران دیگر.

💡 با توجه به شغل اکثریت روستا که از دیرباز دامدار و مشغول به پرورش گوسفند بوده اند مراسم پخت هلیم با مشارکت کل روستا در شام عاشورای حسینی و اربعین و بیست و هشتم صفر یا چهل و هشتم و بصورت خاص برگزار میگردد‌

💡 و از ایشان بود ابوعبداللّه الحارث بن اسدالمحاسبی بی همتا بود اندر زمانۀ خویش بعلم و ورع و معامله و حال و بصری بود وفات او ببغداد بود اندر سنه ثلث و اربعین و مأتین.

💡 منظور از سِت و اربعین و الف تاریخ: سال ۱۰۴۶ هجری قمری می‌باشد که محیا با رفیقانش در اینجا بنگر بیخ به شکار رفته بودند. این مکان به لهجه محلی ( لَرد مَحیا ) نیز نامیده می‌شود.

💡 و از ایشان بود ابوعلیّ بن الکاتب نام وی الحسن بن احمد صحبت ابوعلی رودباری و ابوبکر مصری و پیران دیگر کرده بود و بزرگ بود اندر حال خویش و وفاة او اندر سنه نیّف و اربعین و ثلثمایه بود.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز