اب کندن

لغت نامه دهخدا

( آب کندن ) آب کندن. [ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آب انداختن ماست یا آش سرد و جز آن چون قسمتی از آن را برگرفته باشند. آب انداختن.

فرهنگ فارسی

( آب کندن ) آب انداختن

جمله سازی با اب کندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صحبت نامحرمان ناخوش تر از جان کندن است آه از محرم که او جان یارمحرم خوش ترست

💡 تا به سوی گفت شیرین ست، دل خارا و کوه کندن از ناخن چو گل چیدن بود فرهاد را

💡 قرار بود که با کندن مسیری در کوه کارکنان این کار انجام شود؛ ولی بخاطر تحولاتی این کار به سرانجام نرسید.

💡 کار من جان کندن است و ناله و زاری و درد بنگرید آخر به کارم، مرگ به زین زندگی

💡 سوم: موی زیر دست در چهل روز یک بار کندن سنت است و چون در ابتدا عادت کند آسان باشد اگر عادت نکرده باشد ستردن اولی تر تا خویشتن را تعذیب نکرده باشند.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز