لغت نامه دهخدا
( آب نورد ) آب نورد. [ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) ملاح. دریانورد:
خلیل آتش کوبی کلیم آب نورد
چه باک داری در کارزار ازآتش و آب.مسعودسعد.
( آب نورد ) آب نورد. [ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) ملاح. دریانورد:
خلیل آتش کوبی کلیم آب نورد
چه باک داری در کارزار ازآتش و آب.مسعودسعد.
( آب نورد ) دریانورد، ملاح.
( آب نورد ) ملاح دریا نورد
💡 خلیل آتش کوبی کلیم آب نورد چه باک داری در کارزار آتش و آب