قرمش

لغت نامه دهخدا

قرمش. [ ق َ م َ ] ( ع اِ ) مردم آمیخته از هر جنس. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ): فی الدار قرمش من الناس؛ ای اخلاط. ( اقرب الموارد ).
قرمش. [ ق ِ م ِ ] ( ع اِ ) مردم آمیخته از هر جنس. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قرمش.[ ق َ رَم ْ م َ ] ( ع ص ) آنکه بخورد هر چیزی را. || مردم بی خیر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز