لغت نامه دهخدا
ابنم. [ اِ ن ُ ] ( ع اِ ) پسر. ابن. و نون آن در اختلاف تراکیب تابع میم است و به سه حرکت مُعْرَب شود.
ابنم. [ اِ ن ُ ] ( ع اِ ) پسر. ابن. و نون آن در اختلاف تراکیب تابع میم است و به سه حرکت مُعْرَب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نی مزرع دوست را از آن آب نمی نی خایهٔ خصم را از آن توپ غمی
💡 کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو
💡 زمینی که بر روی آن نیست آب نمی گردد از آن کسی کامیاب
💡 آتشی دوش ز رخساره برافروخته بود دیده گر آب نمی ریخت مرا سوخته بود
💡 نه با دشمنان تو در آب نم نه با دوستان تو در نار تف
💡 آتش هجر فضولی جگرم را می سوخت که برو آب نمی ریخت دمی چشم ترم