لغت نامه دهخدا
( آب طلا ) آب طلا. [ طِ / طَ ] ( اِ مرکب ) آب زر. || آب اکلیل. و رجوع بکلمه طلا شود.
( آب طلا ) آب طلا. [ طِ / طَ ] ( اِ مرکب ) آب زر. || آب اکلیل. و رجوع بکلمه طلا شود.
( آب طلا ) (طَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) ۱ - آب زر. ۲ - آب اکلیل.
( آب طلا ) ( اسم ) ۱ - آب زر. ۲ - آب اکلیل.
💡 او از این آزمایش نتیجه گرفت که بسیاری از اشیای باستانی که در موزهها به عنوان طلا در نظر گرفته میشوند ممکن است نقرههایی باشند که آب طلا داده شدهاند.
💡 این شیوه از خوشنویسی و ترکیب خط مرکب از چند خط عمودی منتهی به قوس گونهای تودرتو و متوازی است که به شکل کمانی و به مانند طره بر سر فرمانها، منشورها و احکام حاکمان در گذشته اغلب به آب طلا یا شنگرف میکشیدهاند.
💡 امام حسين عليه السلام سخنى دارد كه بايد پدران و مادران در خانه، و مسئولان در اداره،آن را با آب طلا بنويسند و در اتاقشان نصب كنند و آن اين كه امام عليه السلام فرمود:
💡 در سال ۱۳۵۳ خورشیدی خشتهای طلایی گنبد را — که شفافیت خود را از دست دادهبود — برداشتند و پس از رنگآمیزی مجدد با آب طلا، در جای خود قرار دادند. در این دوران، ضریح نیز مرمت شد.
💡 علیرضا زاکانی در نقد رفتارهای جنجالی و هیجانی علیه آزادیهای اجتماعی، یادداشتی با عنوان «امروز باید آتشبس یکطرفه داد» منتشر کرد که احمد توکلی نیز با تأکید بر لزوم «آتشبس» در توییتر خود نوشت: «با این اختلافات خانهسوز، پیشنهاد زاکانی را باید با آب طلا نوشت که گفت حتی یکطرفه هم شده آتشبس دهیم تا اصلاحات اساسی به دست دولت انجام شود.»
💡 شمار نقاشیهای دیواری این بنا مشخص نیست، اما طبق گفتههای عبدالملک شیرازی و «قاضی احمد حقی»، این نقاشیهای دیواری از آب طلا بودهاند.