لغت نامه دهخدا
قاتمه. [ م َ /م ِ ] ( ترکی، اِ ) رشته ای از موی خشن بافته. طنابی است از موی. بز مو. تاب. ثناء. ثنایه. رجوع به همین کلمه شود. نوعی رسن از پشم خشن تافته باریکتر از طناب.
قاتمه. [ م َ /م ِ ] ( ترکی، اِ ) رشته ای از موی خشن بافته. طنابی است از موی. بز مو. تاب. ثناء. ثنایه. رجوع به همین کلمه شود. نوعی رسن از پشم خشن تافته باریکتر از طناب.
(مَ یا مِ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - موی دم و یال اسب و استر. ۲ - رشته و طنابی که از موی دم و یال اسب و استر بافند، بزمو، تاب.
۱. رشته.
۲. رشتۀ پشمی ضخیم.
رشته، رشته پشمی ض یم
( اسم ) ۱ - موی دم یا یال اسب و استر ۲ - رشته و طنابی که از موی دم و یال اسب و استر بافند بزمو تاب.
موی دم و یال اسب و اس
رشته و طنابی که از موی دم و یال اسب و استر بافند؛ بزمو، تاب.
💡 از گذشتههای دور صنعت موتابی در شهرهای یزد، بروجرد، همدان، کاشان و بفروئیه رواج داشته و تولیدات این صنعت عمدتاً سیاه چادر، شال چار تخته، جهاز شتر، جوال، طناب مویی و دو نوع نخ مویی یکی به نام ناتو(nato) و دیگری قاتمه (qatma) است، که در دوران رونق روزانه تا ۵۰۰ کیلو تولید و محصول آن به زاهدان، جیرفت، بم، زابل، کرمان و شیراز صادر میشد. متأسفانه این صنعت در خطر محو شدن قرار دارد و نیاز به توجه مسئولین و حمایت آنهاست.