فالتو
مترادفها
اضافه، مازاد، زائد، اضافی
متضادها
اصلی، لازم، مورد نیاز
لغت نامه دهخدا
فالتو. [ ت ُ ] ( هندی، اِ ) چیز علاوه و زاید. این لفظ هندی است و تنها اهل بنادر خلیج که تماس با هندیها دارند استعمال میکنند. ( از فرهنگ نظام ).
جمله سازی با فالتو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کاستیلیونه فالتو (به ایتالیایی: Castiglione Falletto) یک کومونه در ایتالیا است که در استان کونیو واقع شدهاست.
💡 قرآن بحر است و روايات سواحل و جداول آن؛ در عيونمسائل نفس حضرت علامه آمده كه: (ان الروايات كانها بالنسبه الى القرآنالكريم مرتبه نازله منه و بعباره اءخرى القرآن بحروهى سواحله او جداوله او انه ورح وهى مجاليه و مظاهره و قياسها اليه قياس البدن الى نفسه مثلا و كثير من الروايات التىتفسر تاويلاته فالتو غل فيها يحكم بان تلك التاويلات تفاسير انفسيه له )
💡 شهر Muntelier خواهرخواندهٔ کاستیلیونه فالتو هست.
💡 کاستیلیونه فالتو ۴٫۷ کیلومترمربع مساحت و ۶۴۳ نفر جمعیت دارد.
💡 هنگام خرید لوازم خانه، همیشه سعی میکنیم از تهیه کالاهای فالتو و غیرضروری خودداری کنیم تا بودجه خانواده برای موارد حیاتیتر و مهمتر حفظ شود.
💡 مدیر پروژه تاکید کرد که نباید برای این مرحله از ساختوساز، هزینههای فالتو و مواد اولیه اضافی صرف شود، زیرا این کار باعث ضرر مالی سنگین شرکت میگردد.
💡 در هنگام چیدمان میز غذا، بهتر است از قرار دادن بشقابها و قاشقهای فالتو که کسی از آنها استفاده نخواهد کرد، برای جلوگیری از شلوغی بیش از حد خودداری کنید.