لغت نامه دهخدا
غید. [ غ َ ی َ] ( ع مص ) خمیدن گردن کسی و کژ گردیدن و مائل شدن اعطاف او. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خمیده شدن گردن و نرم شدن شانه های کسی، و این پسندیده و مطلوب است، و صفت آن اَغیَد می آید. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) نازکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اسم مصدر است بمعنی نُعومَت. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
غید. ( ع ص، اِ ) ج ِ اَغیَد، غَیداء. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به اَغیَد و غَیداء شود: عقاب بر عقاب از لحوم غید عید کردند. ( جهانگشای جوینی ).