غریره
لغت نامه دهخدا
( غریرة ) غریرة. [ غ َ ری رَ ] ( ع ص ) مؤنث غَریر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج، غَرائِر، غَریرات. ( اقرب الموارد ). دختر بی تجربه و ناآزموده کار. ( ناظم الاطباء ).
غریره. [ ] ( اِخ ) به قول صاحب مجمل التواریخ جزیره ای است در دریای مغرب برابر اندلس، که از آن خلیجی بیرون آید، عرض آن هفت میل، میان اندلس و طنجه، و آن را شطین خوانند، و به دریای روم رود. ولی ابن رسته این کلمات را به صورت غدیره آورده است و گوید: «غدیره مقابل الاندلس عند الخلیج، وهذا الخلیج یجری من البحر المغربی و عرضه سبعة امیال...». ( مجمل التواریخ و القصص ص 473 و حاشیه آن ).
جمله سازی با غریره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آچهبه در همان زادگاه خود به مدرسه کلیسا رفت که زبان آموزشی آن انگلیسی بود. آچهبه کتابهای پدرش که کتابهای درسی مقدماتی و مذهبی بود را میخواند و در کنارش به قصههای محلی که مادر و خواهرش تعریف میکردند با شور شوق گوش میداد. پس از پایان دوره مدرسه اگیدی به دبیرستانهای آبرومند اوموآهیا رفت و از همان آغاز مشتری پر و پا قرص کتابخانه پر مدرسه شد. آچهبه در سال ۱۹۴۸ دبیرستان را تمام کرد و با استفاده از بورس تحصیلی در یونی ور سیتی کالج شهر ایبادان نام نوشت. بورس تحصلیی وی برای رشته پزشکی بود اما بعد از یک سال تغییر رشته داد و به دانشگاه علوم انسانی رفت. از طریق متنهای ادبی دانشگاه به روشنی دریافت استعمارگران انگلیسی و نویسندگانش چه تصویر مخدوشی از فرهنگ آفریقا ارائه دادهاند. تصویر ارائه شده تصویر مردمی است وحشی و خشن با غریرههای پرشو و شهوانی و ذهنی ساده.