لغت نامه دهخدا
علی کرکی. [ ع َ ی ِ ک َ رَ ] ( اِخ ) ابن حسین بن عبدالعالی کرکی عاملی. مشهور به محقق ثانی، و محقق کرکی، و شیخ علائی، و مولی مروج. فقیه بود و در 29 ذی حجه سال 940 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- جامع المقاصدفی شرح القواعد، در فقه. 2- حاشیه بر شرائع. 3- الرسالة الجعفریة. 4- الرضا ( ع ). 5- صیغ العقود والایقاعات. ( از معجم المؤلفین از اعیان الشیعة ج 41 ص 174 وروضات الجنات خوانساری ص 402 و هدیة العارفین ج 1 ص 744 و فوائدالرضویة ج 1 ص 303 و امل الاَّمل ص 443 ).
علی کرکی. [ ع َ ی ِ ک َ رَ ] ( اِخ ) ابن محمد حر عاملی کرکی. رجوع به علی حر شود.
علی کرکی. [ ع َ ی ِ ک َ رَ ] ( اِخ ) ابن هلال کرکی. پدرش مشهور به منشار بوده است. وی فقیه و ساکن اصفهان بود و در سال 984 هَ. ق. در آنجا درگذشت و جسدش به مشهد رضا( ع ) منتقل شد. او راست: کتاب الطهارة که آن را به فرمان شاه طهماسب نگاشت. ( از معجم المؤلفین از اعیان الشیعه عاملی ج 42 ص 200 ).