عروسک دستی

مترادف‌ها

عروسک خیمه‌شب‌بازی

فرهنگستان زبان و ادب

{hand ballet} [هنرهای نمایشی] شخصیتی عروسکی که دست عروسک گردان آن را به تصویر درمی آورد

ویکی واژه

شخصیتی عروسکی که دست عروسک‌گردان آن را به تصویر درمی‌آورد.

جمله سازی با عروسک دستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هربرت در قسمت‌های اول سریال، یک عروسک دستی به نام آقای کلاه دارد که تمایلات همجنسگرایانه و نژادپرستانه خود را به این عروسک دستی نسبت می‌دهد.

💡 کودکان در مهدکودک با اشتیاق فراوان به تماشای نمایش عروسک دستی نشستند و از داستان‌های آموزنده‌ای که هنرمند با آن‌ها روایت می‌کرد، لذت زیادی بردند.

💡 استفاده از عروسک دستی در جلسات آموزش پیش از دبستان می‌تواند به تقویت مهارت‌های ارتباطی و اعتماد به نفس کودکان کمک شایانی در محیط آموزشی کند.

💡 او برای جشن تولد برادرزاده کوچک خود، یک مجموعه کامل از عروسک دستی رنگارنگ و شخصیت‌های کارتونی محبوب را از فروشگاه اسباب‌بازی تهیه کرده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران