طلا ساز
مترادفها
زرگر، جواهرساز
لغت نامه دهخدا
طلاساز. [ طِ / طَ ] ( نف مرکب ) طلاکار. || کیمیاگر:
شود شمشه زر از این باده خس
طلاساز را دردش اکسیر بس.ملاطغرا ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) کیمیاگر.
جمله سازی با طلا ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاید دندانهایی طلایی مردم این قبیله سبب شده باشد که این قبیله طلا خیل نامیده میشوند با اطمینان میتوان گفت که مردم این قبیله زرگر یا طلا ساز نبودند و نیستند. این قبیله بندی قوم شیخ محمدی تنها در بین مردم شیخ محمدی مروج است و تنها برای شناختن سهل یکدیگر استفاده میشود مردم غیر شیخ محمدی این قبیله بندی را نمیشناسند.
💡 واژهای ایرانی زرگر به معنای طلا ساز است که در آذری با همین نام، نامیده می شود. زرگریها در دوره صفویه دارای شغل حرفه زرگری و طلاسازی بودند.
💡 آن طلا ساز با تجربه بسیار زیاد، توانست با استفاده از ابزارهای دقیق و قدیمی، زیورآلاتی بسیار زیبا و منحصربهفرد برای مشتری بسازد.
💡 شغل طلا ساز نیازمند صبر بسیار زیاد، دقت در جزئیات و همچنین دانش عمیق در زمینه شناخت انواع فلزات گرانبها و روشهای مختلف ذوب آنهاست.
💡 هر طلا ساز حرفهای باید برای حفظ امنیت و کیفیت محصولات خود، استانداردهای بسیار سختگیرانهای را در هنگام کار با فلزات قیمتی رعایت نماید.