لغت نامه دهخدا
طرازک. [ طِ زَ ] ( اِخ ) شهری وسط است ( از بلاد خوزستان ). در آنجا نیشکر بهتر و بیشتر از دیگر مواضع خوزستان و عظیم و فراوان باشد. ( نزهةالقلوب چ لیدن ص 112 ). و رجوع به تاریخ مغول اقبال آشتیانی ص 449 و تاریخ گزیده ص 549 شود.
طرازک. [ طِ زَ ] ( اِخ ) شهری وسط است ( از بلاد خوزستان ). در آنجا نیشکر بهتر و بیشتر از دیگر مواضع خوزستان و عظیم و فراوان باشد. ( نزهةالقلوب چ لیدن ص 112 ). و رجوع به تاریخ مغول اقبال آشتیانی ص 449 و تاریخ گزیده ص 549 شود.
شهری وسط است در آنجا نیشکر بهتر و بیشتر از دیگر مواضع خوزستان و عظیم و فرواان باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طوایف لر کوچک (استان های لرستان و ایلام امروزی) قبایلی بودند مخلوط از کردان آسیای صغیر و لران ایرانی که در حدود بین عراق عجم و عراق عرب ییلاق و قشلاق می کردند و خراج خود را به دیوان بغداد می دادند و کمتر موقعی می شد که حاکمی بر خود داشته باشند.در سال ۵۸۰ یکی از روسای ایشان که شجاع الدین خورشید نام داشت طوایف لر کوچک (مخلوطی از کردها و لرها) را تحت امر خود در آورد و بر قلعه معتبر مانرود از قلاع مستحکم لرستان استیلا یافت.اقتدار پیدا کردن شجاع الدین خورشید و اتباع او بر ناصرالدین خلیفه خودخواه عباسی ناگوار آمد و خلیفه شجاع الدین خورشید و برادرش نورالدین محمد را به بغداد خواست و تسلیم قلعه مانرود را از ایشان مطالبه کرد.چون این دو برادر از تسلیم قلعه ابا کردند ناصر آن دو برادر را محبوس ساخت؛ نورالدین در حبس مرد و شجاع الدین به واگذاری قلعه مانرود ناچار شده در عوض حکومت ولایت طرازک از ولایت خوزستان را به او محول نمود و شجاع الدین قریب سی سال دیگر در آن حدود حکومت می کرد تا آنکه در سال ۶۲۱ وفات یافت درحالیکه سنش از صد متجاوز بود.