طبیبه

لغت نامه دهخدا

( طبیبة ) طبیبة. [ طَ ب َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث طبیب. زن بجشک. آسیة. || زمین دراز. || جامه دراز. || ابر دراز. || پوست. ج، طِباب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

پزشک (زن ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث طبیب.
مونث طبیب یا زمین دراز یا جامه دراز

جمله سازی با طبیبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوال سعداوی نخستین رمان خود را در ۱۳ سالگی نوشت. نخستین کتاب او من عشق را آموختم گزیده‌ای از چند داستان کوتاه است. آشنایی خوانندگان عرب با نوال سعداوی، با نخستین رمان او بنامِ مذکرات طبیبه (خاطرات یک زن پزشک) بود. وی پس از آن به نگارش رمان‌های دیگری از جمله امرآهٔ عندنقطهٔ الصفر (زنی در نقطه صفر)، امرأتان فی امرأه (دو زن در یک زن)، الغائب (غایب)، الحب فی زمن النفط (عشق در زمان نفت) و چند داستان کوتاه دیگر پرداخت. نوشته‌های نوال سعداوی به بیش از ۳۰ زبان برگردان شده‌اند.

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز