لغت نامه دهخدا
طالم. [ ل ِ ] ( ع ص ) نان پز. ج، طلمة. ( منتهی الارب ). خباز. نانوا. || ( اِ ) زرنیخ زرد.
طالم. [ ] ( اِخ ) نام شهری است که در جنوب اراضی یهودا در میانه زیف و بعلوت واقع بود. ( یوشع 15، 24 ) ( قاموس مقدس ).
طالم. [ ل ِ ] ( ع ص ) نان پز. ج، طلمة. ( منتهی الارب ). خباز. نانوا. || ( اِ ) زرنیخ زرد.
طالم. [ ] ( اِخ ) نام شهری است که در جنوب اراضی یهودا در میانه زیف و بعلوت واقع بود. ( یوشع 15، 24 ) ( قاموس مقدس ).
نام شهریست که در جنوب اراضی یهودا در میانه زیف و بعلوت واقع بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طالم سه شنبه، روستایی است از توابع بخش سنگر شهرستان رشت در استان گیلان ایران.
💡 طالم سهشنبه یک روستای زیبا است از وسط این روستا یک جاده عبور میکند که راه ارتباطی بین شهر سنگر و جاده تهران است