صف درصف

لغت نامه دهخدا

صف درصف. [ ص َ دَ ص َ ] ( ق مرکب ) صفها پشت سرهم. صف پس ِ صف ایستاده:
طرفداران که صف در صف کشیدند
ز هیبت پشت پای خویش دیدند.نظامی.رجوع به صف شود.

فرهنگ فارسی

صفها پشت سر هم صف پس صف صفاصف.

جمله سازی با صف درصف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپس عصاى پيكاندارى را به دست گرفت و بيرون آمد، ما، در پيشاپيش آن حضرت حركتمى كرديم، او پابرهنه بود، وقتى كه حركت كرد و سر به سوى آسمان بلند كرد وچهار بار تكبير گفت، ما گمان كرديم كه آسمان و در و ديوار، همه با او هماهنگ و همنوامى گويند ((اللّه اكبر، الله اكبر)) ارتشيان و كشوريان، با شكوه ويژه اى، صف درصف ايستاده بودند، امام رضا ( عليه السّلام ) از خانه بيرون آمد و دم در ايستاد وفرمودند: ((اللّه اكبر! اللّه اكبر! [اللّه اكبر!] على ماهدانا...)).

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز