لغت نامه دهخدا
شیصبان. [ ش َ ص َ ] ( ع اِ ) مورچه نر. || سوراخ مورچه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) قبیله ای از پریان. || نام دیوی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
شیصبان. [ ش َ ص َ ] ( ع اِ ) مورچه نر. || سوراخ مورچه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) قبیله ای از پریان. || نام دیوی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
مورچه نر یا قبیله ای از پریان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژهٔ شیصبان یکی از نامهای ابلیس است و در لغت به معنای مورچهٔ نر، لانهٔ مورچگان، رهبر گروهی از پریان و گهگاهی ائمهٔ شیعه از این واژه برای اشاره به بنیعباس استفاده میکردهاند.
💡 سفیانی خروج نمیکند، مگر آنکه قبل از او شیصبانی در سرزمین کوفان (همان عراق) خروج کند. او همچون جوشیدن آب از زمین میجوشد و فرستادگان شما را به قتل میرساند. بعد از آن انتظار خروج سفیانی و ظهور قائم باشید.