لغت نامه دهخدا
شکردخت. [ ش َ ک َ دُ ] ( اِ مرکب ) دختر خوشروی و شیرین. ( ناظم الاطباء ). از عالم شیرین پسر. ( آنندراج ).
شکردخت. [ ش َ ک َ دُ ] ( اِ مرکب ) دختر خوشروی و شیرین. ( ناظم الاطباء ). از عالم شیرین پسر. ( آنندراج ).
دختر خوشروی و شیرین از عالم شیرین پسر
اسم: شکردخت (دختر) (فارسی، سانسکریت) (تلفظ: shekar-dokht) (فارسی: شِکَردُخت) (انگلیسی: shekar-dokht)
معنی: دختر شیرین، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + دخت ( فارسی ) دختر شیرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکردخت جعفری مخترع و فیزیکدان پزشکی از مردمان هزاره است که برنده جایزه مرکز فناوری ساری میباشد. او یک روش کارآمد و کمهزینه برای اندازهگیری دوز پزشکی اشعههای رادیو اکتیو ابداع کرد.