شنگور

لغت نامه دهخدا

شنگور.[ ش َ ] ( اِ ) شنگرک. ( حاشیه برهان چ معین ). بادریسه خیمه را گویند و آن تخته ای باشد مدور و میان سوراخ که بر سر چوب خیمه محکم سازند. || بادریسه دوک. چوب و چرمی که بر گلوی دوک کنند. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
نارسیده ترنج بارورش
چون فقع کوزه و چو شنگور است.ابوالفرج رونی.

فرهنگ عمید

= شنگرک

جمله سازی با شنگور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علی مهمت جلال شنگور (به ترکی استانبولی: Ali Mehmet Celâl Şengör) (زاده ۲۴ مارس ۱۹۵۵) زمین‌شناس ترک است. وی هم‌اکنون در گروه مهندسی زمین‌شناسی در دانشکده دانشگاه فنی استانبول مشغول فعالیت است. شنگور پس از فارغ‌التحصیلی از کالج رابرت، در سال ۱۹۸۲ مدرک دکترای خود از دانشگاه ایالتی نیویورک، آلبانی دریافت کرد. او همچنین یک ستون هفتگی علم به زبان ساده را در روزنامه چپ مرکزی جمهوریت می‌نویسد. او متأهل است و یک فرزند دارد به نام عاصم شنگور دارد.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز