شغور

لغت نامه دهخدا

شغور. [ ش َ ] ( ع ص ) شتر ماده دراز که چون خواهند بر وی سوار شوند پای خود را بردارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
شغور. [ ش ُ ] ( ع مص ) شغر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به شغر شود.
شغور. [ ش ُ ] ( اِ ) پوست گاو. || شاخ گاو. || شغال. || شغار و راسو. ( ناظم الاطباء ). ممکن است که در این معنی مصحف سغر و سغور( صورتی از سغر، اسغر ) باشد. || حرام و هرچیز که در شرع از آن نهی کرده باشند. ضد شغاد. || قدری. || برخی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با شغور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شغور تحتانی (به عربی: شغور تحتانی) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی جسر الشغور واقع شده‌است. شغور تحتانی ۱٬۵۹۹ نفر جمعیت دارد.

💡 شغور فوقانی (به عربی: شغور فوقانی) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی جسر الشغور واقع شده‌است. شغور فوقانی ۲٬۰۷۹ نفر جمعیت دارد.