شجعه

مترادف‌ها

شجاعت، دلیری، شهامت، جسارت

متضادها

بزدل، ترسو

لغت نامه دهخدا

( شجعة ) شجعة. [ ش َ ع َ ] ( ع ص، اِ ) شتربچه که مادرش آن را ناقص خلقت زاده باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شُجعَة. رجوع به شجعه شود. || مرد دراز مضطرب. ( از اقرب الموارد ). || زمان. ( از ذیل اقرب الموارد ). || ج ِ شجاع به معنی دلیر. ( منتهی الارب ).
شجعة. [ ش ِ ع َ ] ( ع ص ) شجاع. ( از اقرب الموارد ). || ج ِ شجاع به معنی دلیر. ( منتهی الارب ).
شجعة. [ ش ُ / ش َ ع َ ] ( ع ص )لاغر بی دل و عاجز. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ شجاع به معنی دلیر. ( منتهی الارب ).
شجعة. [ ش َ ج ِ ع َ ] ( ع ص ) زن شجاع. ( از اقرب الموارد ). زن دلاور و پردل. ( منتهی الارب ). || زن که بر مردان در گفتار و سلاطت گستاخ است. ( از اقرب الموارد ). || ناقة شَجِعَة؛ شترماده سبک دست و پا در رفتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
شجعة. [ ش َ ج َ ع َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شجاع به معنی دلیر. ( منتهی الارب ). رجوع به شجاع شود.

جمله سازی با شجعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شجعه به عربی ( الشجعة ) روستای بزرگی از توابع استان اِب در کشور یمن و در شبه جزیره عربستان واقع می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران