لغت نامه دهخدا
شایخ. [ ی ِ ] ( اِ )نام مقامی است. ( شرفنامه منیری ) ( مؤید الفضلاء ).
شایخ. [ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور. دارای 30 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
شایخ. [ ی ِ ] ( اِ )نام مقامی است. ( شرفنامه منیری ) ( مؤید الفضلاء ).
شایخ. [ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور. دارای 30 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افزون بر آبادیهایی که در بالا آمد؛ در منابع قدیمتر، از آبادیهای دیگری نیز در دهستان ریوند نام بردهاند که (به ترتیب الفبا) عبارتند از: آبگینه، اردسمان، ارغشنه، الامیه، الهآباد، باغات دستگردان، باطان، بکاول، بوالحسنی، بیرمآباد، جغرتی (جغراتی)، جیران، چهاربرج، حاجیآباد، حسنآباد خرابه، خضرآباد، خمار، داودآباد، دالاسان، دستگردان، دلقند، دهجوری، دهحاجی، دهزرگر، دهلاری، دهنو سربر، دیگلانی، دینعلی، رحمتآباد، رمان، سعدآباد، سمرجان، سیاوش، شاداب، شریفآباد، عبداللهآباد، علیآباد شور، عینآباد، فرهاد، فیضآباد، قاضیآباد، گزاری، محسنآباد، محمدآباد مطلق، محمودآباد بازه، شایخ، معموری، معینآباد، موسیآباد، مهتابآباد، میانآباد، نجمآباد، نصرآباد، نوکاریز، نیمایستگاه و هلوله.