سموسه

لغت نامه دهخدا

سموسه. [ س َ س َ / س ِ ] ( اِ ) سنبوسه. دلمه.( ناظم الاطباء ). || دستمال یا شالی که بطور مثلث تاکرده بروی شانه ها افکنند. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با سموسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شوربای کله پاچه، بولانی آش، آشک، سموسه، منتو می‌باشد.

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز