لغت نامه دهخدا
سریاز. [ س َرْ ]( نف مرکب ) نابودکننده سر. کوبنده سر:
چو بشنید کرکوی آواز من
همان زخم کوپال سریاز من.فردوسی.
سریاز. [ س َرْ ]( نف مرکب ) نابودکننده سر. کوبنده سر:
چو بشنید کرکوی آواز من
همان زخم کوپال سریاز من.فردوسی.
نابود کنند. سر ٠ کوبند. سر ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این داستان اولین حضور هرکول پوآرو کارآگاه معروف بلژیکی داستانهای آگاتا کریستی است و در میانه جنگ جهانی دوم نوشته شدهاست. کاپیتان آرتور هستینگز سریاز ارتش پادشاهی بریتانیا پس از زخمی شدن در جبهه جنگ به دعوت دوست قدیمی اش جان کاوندیش برای گذراندن دوران نقاهت به ساسکس و عمارت باشکوه و قدیمی آنها به نام «عمارت استایلز» میرود. مادرخواندهٔ جان که همسر دوم پدرشان بود و ارثیه پدرشان به او رسیده و اکنون زنی ثروتمند و دست و دلباز است، با گشادهرویی از هستینگز استقبال میکند. اوضاع خانواده اما به خاطر ازدواج مادرخوانده شان با آلفرد انگلتورپ، مردی بسیار جوانتر با رفتاری عجیب، کمی پیچیده به نظر میرسد. در عمارت استایلز، مری همسر جان کاوندیش، سینتیا دختر یکی از اقوام دور که اکنون در داروخانه بیمارستان کار میکند، لارنس کاوندیش برادر جان که در همان بیمارستان پزشکی میخواند و به نویسندگی علاقه دارد، ایولین هوارد (ایوی) دخترخاله آلفرد انگلتورپ و دوست صمیمی خانم امیلی انگلتورپ همگی باهم زندگی میکنند. ایوی با آلفرد انگلتورپ بهشدت مخالف است و بارها به امیلی در این خصوص هشدار داد.