سرکلانتری
لغت نامه دهخدا
سرکلانتری. [ س َ ک َ ت َ ] ( اِ مرکب ) اداره ای است در شهربانی برای نگاهداری انتظام عمومی. سابقاً آن را اداره پلیس میگفتند.
فرهنگ عمید
شعبه ای از شهربانی برای حفاظت عمومی، ادارۀ پلیس.
جمله سازی با سرکلانتری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از اماکن فرهنگی ورزشی این منطقه میتوان به زمین فوتبال چمن مصنوعی، استخرهای پامچال، یادآوران و کوثر و همچنین قرار گرفتن رصدخانه در تپههای جنوبی آن اشاره کرد. همچنین قرار گرفتن ادارات کل و سازمانهای اصلی شهر کرج، در این منطقه از جمله سرکلانتری راهنمایی و رانندگی استان البرز در میدان طالقانی وهمچنین دادگستری، شرکت نفت، رادیو البرز و … در خیابان منتهی به میدان تندیس باعث رونق و اهمیت این منطقهٔ شدهاست.
💡 در دوران قدیم، فردی که مسئولیت مدیریت گروهی از کارگران یا سربازان را بر عهده داشت، با عنوان سرکلانتری شناخته میشد و قدرت زیادی داشت.
💡 با تغییر ساختارهای اداری در سازمانهای مدرن، مفهوم قدیمی سرکلانتری جای خود را به مدیریت و رهبری استراتژیک در محیطهای کاری حرفهای داده است.
💡 او با وجود دانش فنی بالا، در نهایت به دلیل نداشتن مهارتهای مدیریتی کافی، نتوانست جایگاه سرکلانتری را در آن گروه بزرگ حفظ کند.