سر و کول

لغت نامه دهخدا

سر و کول. [ س َ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) شانه و دوش.
- به سر و کول هم بالا رفتن؛ بر دوش یکدیگر بالا رفتن از انبوهی و ازدحام.
- به سر و کول هم پریدن؛ ستیزه کردن. جنگ کردن.

فرهنگ فارسی

شانه و دوش.

جمله سازی با سر و کول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بالاخره پدرم کشوی میزش را باز کرد و تمام عکس‌هایی که من گرفته بودم و چاپ شده بود را بیرون آورد و به من داد. با ولع آنها را نگاه کردم، به خانه رفتم و آنها را به مادرم نشان دادم. روز بعد هم عکس‌ها را به دبیرستان بردم و به مدیر دبیرستان نشان دادم، او هم دستور داد که آنها را روی پانل زیر ویترین تابلوی اعلانات مدرسه بگذارند. آن روز بهترین روز عمرم بود. بچه‌ها برای دیدن عکس‌ها از سر و کول هم بالا می‌رفتند و این نقطه شروع کار عکاسی من بود.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز