شان و شوکت

مترادف‌ها

شکوه، عظمت، جلال

متضادها

خواری، ذلت، حقارت

لغت نامه دهخدا

شان و شوکت. [ ن ُ ش َ ک َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مرتبه و توانایی و قدرت. شان و شوکت رجوع به شأن و شوکت شود.

فرهنگ فارسی

مرتبه و توانایی و قدرت

جمله سازی با شان و شوکت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آسمان شان و شوکت آفتاب شرق و غرب پاسبان ملک و ملت پادشاه انس و جان

💡 من شوریده چون صائب عنان‌داری کنم خود را؟ که با این شان و شوکت چرخ صوفی وار می رقصد

💡 ندانم چون سرایم وصف شان و شوکت او را که این‌جا ساز سلطانیست با شاهی به یک قانون

💡 در مراسم جشن ازدواج آن‌ها، تمام مهمانان از دیدن شان و شوکت و تجملاتی که در تزیینات سالن و پذیرایی به کار رفته بود، شگفت‌زده شدند.

💡 پادشاهان باستان همواره سعی می‌کردند با برگزاری جشن‌های بزرگ و نمایش شان و شوکت خود، قدرت و عظمت قلمرو و حکومت خود را نشان دهند.

💡 ورود آن شخصیت پرنفوذ به مجلس با آن لباس‌های فاخر و همراهان زیاد، چنان شان و شکوهی داشت که همه نگاه‌ها به سمت او خیره ماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران