سر و کیسه کردن

لغت نامه دهخدا

سر و کیسه کردن. [ س َ رُ س َ / س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرکیسه کردن. ربودن مایعرف کسی به نوعی که چیزی پیش او نماند. مأخذ آن کیسه و تیغ حمامی است که چرک در بدن و مو بر سر نمیگذارد. ( آنندراج ):
هرچند سرکیسه این طایفه مهر است
کردیم سر و کیسه ولی اهل جهان را.عبدالغنی بیک قبول ( از آنندراج ).|| در تداول عوام، به نیرنگ وحیلت پولی از کسی گرفتن. تلکه کردن.

فرهنگ معین

(سَ رُ س. کَ دَ ) (مص م. ) (کن. ) با فریب و نیرنگ دارایی کسی را یکباره از دستش ربودن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) با فریب و نیرنگ دارایی کسی را یکباره از دستش ربودن. توضیح: ماخذ این تعبیر تراشیدن سر و کیسه کشیدن بدن در گرمابه است.

ویکی واژه

(کن.)
با فریب و نیرنگ دارایی کسی را یکباره از دستش ربودن.

جمله سازی با سر و کیسه کردن

💡 خوش است بی سر و پایی ولی زخود رفتن زحق نمی گذرم عالمی دگر دارد

💡 و مصطفی علیه السّلام از راه دعوی برخاست، و ادب حضرت نگه داشت، تا احدیّت او را در حفظ و رعایت خود بداشت، و زان بلیّات هیچ بر سر وی نگماشت.

💡 با دستان سر و دستار ز هم نشناسند ریشه چون صبح ندارد به جگر دستارم

💡 ای از تو نام گوهر شاهان برآمده اعدات یکسر از سر و سامان برآمده

💡 چون شمع ز بس آینه سامان بهارم تا ناوک آهم‌ سر و برگش پر رنگیست

💡 همچو سروم ز در ای دوست به شادی بخرام تا نثار قدمت ما سر و زر در بازیم

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
ترقی یعنی چه؟
ترقی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز