لغت نامه دهخدا
ریسمان کار. [ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مطمار. فادن. شاقول. رشته بنا. مطمر. رژه. امام. زیج ( در بنایی ). ریسمان بنایان و درودگران و گلکاران برای راست کردن کار. ( یادداشت مؤلف ).
ریسمان کار. [ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مطمار. فادن. شاقول. رشته بنا. مطمر. رژه. امام. زیج ( در بنایی ). ریسمان بنایان و درودگران و گلکاران برای راست کردن کار. ( یادداشت مؤلف ).
مطمار. فادن. شاقول. رشته بنا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استیون شنکر (انگلیسی: Stephen Shenker) فیزیکدان نظری اهل ایالات متحده آمریکا است که روی نظریه ریسمان کار میکند.