روبکی

لغت نامه دهخدا

روبکی. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی از شهرستان کازرون، واقع در 27هزارگزی شرق فهلیان در کنار رودخانه شیرین. در دامنه واقع و گرمسیر است. سکنه آن 366 تن است که مذهب تشیع دارند و به لری و فارسی سخن می گویند. آب آن از رودخانه شیرین تأمین می شود و محصولش غلات و برنج، شغل اهالی زراعت و قالی بافی است وراه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

جمله سازی با روبکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولاف روبک جوان (۱۷۴۰–۱۶۶۰) و پدرش اولاف روبک بزرگتر(۱۷۰۲–۱۶۳۰)، که هر دو گیاه‌شناس بودند نامگذاری کرد. گل ژاپونی یا روبکی یکی از حداقل چهار سرده از گیاهان گلدار از خانواده کاسنیان است که اعضای آن عموماً به عنوان مخروط‌سانان شناخته می‌شوند.

💡 کوکب کوهی، ازمکی‌وش، گل ژاپونی ‎/rʌdˈbɛkiə/‎ یا روبکی نام گونه‌ای گیاهی از کاسنیان است. گونه‌ها معمولاً مخروط‌سانان و گل ژاپونی نامیده می‌شوند که همگی بومی آمریکای شمالی هستند و بیشتر آنها به خاطر رنگ زردبراق و نوک طلایی‌شان در باغ کاشته می‌شوند.