رو زدن
مترادفها
اشاره کردن، مطرح کردن
متضادها
سکوت کردن، پنهان کردن
لغت نامه دهخدا
رو زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، خواهش کردن. خواهش و سماجت و اصرار کردن.
فرهنگ فارسی
در تداول عامه خواهش کردن. خواهش و اصرار کردن.
جمله سازی با رو زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنوز هم ری با بازو بند یا تی شرت ادی میآمد و حتی پیشآمد که چند بار برای ورود ری میستریو آهنگ ادی رو زدن یا ادی برای پیروز از فراگ اسپلش ادی استفاده کرد یا ادای ادی را درمیآورد.