عر زدن

لغت نامه دهخدا

عر زدن. [ ع َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، گریه کردن کودک است با آواز بلند.

فرهنگ معین

(عَ. زَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) فریاد کشیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نعره کشیدن: تا کسی حرف بسنجر می زد دهنش کج شده و عر میزد. ( بهار )

ویکی واژه

(عا.)
فریاد کشیدن.

جمله سازی با عر زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (صكت ) از ماده (صك ) (بر وزن شك ) به معنى زدن شديد، يا به صورت زدن است، و مـنـظـور در ايـنـجا اين است كه همسر ابراهيم هنگامى كه نويد تولد فرزندى را شنيد،همانگونه كه عادت زنان است، دستها را از شدت تعجب و حيا به صورت زد.

💡 دم بی تو نیارم زدن ای دیده و هردم از آب دو دیده به غمت روی بشوییم

💡 1 اطمينان و اعتماد مردم را جلب كنيد. حضرت موسى، شخصا به زدن قسمتى از بدن گاو به مقتول اقدام نكرد، بلكه به مردم فرمود: خودتان اين كار را بكنيد. (اضربوه )

💡 6- اوّلين حركت و خطر دشمن، تهاجم فرهنگى است. دشمن در ضربه زدن به فكر و انديشه كوتاهى نمى كند. (لاياءلونكم خبالاً)

💡 بی‌خبر تا کی زهستی لاف دین‌داری زدن بی‌نشان تا کی ز معنی تیغِ دعوی آختن

💡 دست از سر و جان شو بره عشق که این راه اول قدمش پای زدن بر سر جانست

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز