رو زدن

مترادف‌ها

اشاره کردن، مطرح کردن

متضادها

سکوت کردن، پنهان کردن

لغت نامه دهخدا

رو زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، خواهش کردن. خواهش و سماجت و اصرار کردن.

فرهنگ فارسی

در تداول عامه خواهش کردن. خواهش و اصرار کردن.

جمله سازی با رو زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هنوز هم ری با بازو بند یا تی شرت ادی می‌آمد و حتی پیش‌آمد که چند بار برای ورود ری میستریو آهنگ ادی رو زدن یا ادی برای پیروز از فراگ اسپلش ادی استفاده کرد یا ادای ادی را درمی‌آورد.

💡 او با رو زدن به موضوعات حساس، توانست بحث را به سمت دیگری هدایت کند و از بروز تنش‌های احتمالی در جلسه جلوگیری نماید.

💡 رو زدن به خاطرات گذشته گاهی باعث شادی می‌شود و گاهی هم می‌تواند منجر به غم و اندوه عمیق برای انسان گردد.

💡 او با رو زدن به مسائل مالی، سعی کرد به آرامی با همسرش درباره مشکلات اقتصادی پیش رو و راه حل‌ها صحبت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران