لغت نامه دهخدا
رغبات. [ رَ غ َ ] ( ع اِ ) ج ِ رَغبَة و رَغَبَة. رجوع به دو کلمه مذکور شود.
رغبات. [ رَ غ َ ] ( ع اِ ) ج ِ رَغبَة و رَغَبَة. رجوع به دو کلمه مذکور شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از طریق تعدی، امارت بلاد شرقی را متصدی گشتی و از کنج مذلت فرمانبری به صفه با حشمت فرمانفرمایی قدم نهادی ابواب ظلم و بیداد را بر روی مسلمانان باز کرده، زندقه و الحاد را به یکدیگر ازدواج و امتزاج دادی و اشاعت فتنه و فساد را شعار و دثار خود ساخته علمهای ستمکاری برافراشتی و فرمانروایی را بر حسب دواعی هوای نفس و رغبات طبیعت حل قیود شریعت و اطلاق از نوامیس ملت پنداشتی.
💡 جوانى سن احساسات تند و رغبات ناافسرده است. هنوز تكرار و نوميدى، حوادث را تلخ وناگوار ساخته است، آن چه مهم و با شكوه است، شور و شوق است. خوشى يعنى آزادىغرايز و چنين است جوانى.
💡 جوانى و احساسات تند <>جوانى سن احساسات تند و رغبات ناافسرده است. هنوز تكرار و نوميدى، حوادث را تلخ وناگوار ساخته است، آن چه مهم و با شكوه است، شور و شوق است. خوشى يعنى آزادىغرايز و چنين است جوانى.