لغت نامه دهخدا
رشرش. [ رَ رَ ] ( ع اِ ) نان خشک نرم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نان خشکی که نرم باشد. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). و رجوع به رشراش و رشراشة و رشرشة شود.
رشرش. [ رَ رَ ] ( ع اِ ) نان خشک نرم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نان خشکی که نرم باشد. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). و رجوع به رشراش و رشراشة و رشرشة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروه غربی در نزدیکی اسپرانس و گروه شرقی در خلیج ایزرائیلایت قرار دارد. بخشی از این جزایر به عنوان ذخیرهگاه طبیعی مجمعالجزایر رشرش مشخص شدهاند.