لغت نامه دهخدا
رسمانه. [ رَ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) بطوررسمی: رسمانه رفتار می کند. ( فرهنگ فارسی معین ). رسمی و از روی قاعده و ترتیب و قانون. ( ناظم الاطباء ).
رسمانه. [ رَ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) بطوررسمی: رسمانه رفتار می کند. ( فرهنگ فارسی معین ). رسمی و از روی قاعده و ترتیب و قانون. ( ناظم الاطباء ).
بطور رسمی: [[ رسمانه رفتار میکند ]].
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «[...] چون روزگار با بخت برگشتگان و رنج کشان مساعدت ندارد نوع بشر نیز به اقتضای زمان کمک مینماید، این بنده بی قدر و مقام احمد خداداده کُرد دینِوَری محض خدمت به عالم بشریت برخلاف مصنفین سلف، دفتر خود را به نام طبقه کارگر و عامه رنجبر[...]زینت میدهم. [...] غرض از نگارش این مجموعه که ظاهراً رُمان و افسانه و باطناً تمام حقایق و صدق و رسمانه است، خاطر غیرتمندان مهربان به افراد بشر را مستحضر میدارم تاکنون کتابی که مجموعه زندگانی یک نفر دهگان صحرایی مشروحاً باشد دیده نشده، برخلاف از هر متمولی از شهریاران و وزراء و امیران و صاحبان ثروت هزاران راست و دروغ ساخته و پرداخته و مجلهها منتشر نمودهاند.[...]امیدوارم انتباهی برای آیندگان باشد و برادران خود را به چشم حقارت ننگرند و عمری به تکبر و غرور و جهالت بسر نبرند. پارس، کرد، ترک را به چشم احترام نظر نموده فرقی ننهند و اقتدا به درندگان نکنند.»