لغت نامه دهخدا
ردگاه. [ رُ ]( اِ مرکب ) ( در جامه ) علم. صراح. ( یادداشت مؤلف ).
ردگاه. [ رُ ]( اِ مرکب ) ( در جامه ) علم. صراح. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهرتهای این روستا عموما آدینه ملکیان زارعی نوری مهدوی حشمتی امجدیان رستمی رستگاری ردگاه شریفی قاسمی کریمی عزیزی قدیمی وفرهنگی میباشد.