لغت نامه دهخدا
رایاندن. [ دَ ] ( مص ) رهنمائی نمودن به بیرون. هدایت کردن. ( ناظم الاطباء ). اما در مآخذ دیگر دیده نشد.
رایاندن. [ دَ ] ( مص ) رهنمائی نمودن به بیرون. هدایت کردن. ( ناظم الاطباء ). اما در مآخذ دیگر دیده نشد.
رهنمایی نمودن به بیرون. هدایت کردن.
راهنمایی نمودن، به بیرون هدایت کردن.
💡 شکلِ فارسی میانهٔ این واژه rāyēnīdan بوده و اگر میخواسته به فارسی نو برسد به شکل رایانیدن/ رایاندن درمیآمده. (بسنجید با واژهیِ فارسیِ میانهیِ āgāhēnīdan که در فارسیِ نو آگاهانیدن/ آگاهاندن شدهاست).
💡 واژهٔ رایانه از مصدر رایانیدن ساخته شده که در فارسی میانه به شکلِ rāyēnīdan و به معنای «مرتّب کردن، نظم بخشیدن و سامان دادن چیزی» بوده که هم معنای (به فرانسوی: Ordinateur) است. این مصدر در زبان فارسی میانه کاربرد فراوانی داشته و مشتقهای زیادی نیز از آن گرفته شده بودهاست. برایِ مصدر رایانیدن/ رایاندن در لغتنامه دهخدا چنین آمده: