دژ گنبدان

لغت نامه دهخدا

دژ گنبدان. [ دِ ژِ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) یا گردکوه، در 95هزارگزی سمنان و 15هزارگزی دامغان، کنار جاده تهران به مشهد، راهی است به طرف شمال که به علی آباد میرسد. دنباله این راه پس از آنکه دو فرسخ و نیم از دامغان دور شوند به گردکوه منتهی میشود و آن قلعه ای است قدیم. و رجوع به گردکوه شود.

فرهنگ فارسی

یا گرد کوه در ۹۵ هزار گزی سمنان و ۱۵ هزار گزی دامغان کنار جاده تهران به مشهد راهی است به طرف شمال که به علی آباد میرسد.

جمله سازی با دژ گنبدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانی که اسفندیار از دژ گنبدان آزاد می‌شود به بدن مجروح برادرش فرشیدورد می‌رسد در گفتگو با برادرش، فرشیدورد یکی از دلایل شکست ایرانیان را در بند بودن اسفندیار به خاطر سخن‌چینی گرزم می‌داند.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز