دهبانی
مترادفها
اصطبلدار، نگهبان اصطبل
لغت نامه دهخدا
دهبانی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) نگهبانی ده. کدخدایی. رجوع به دهبان شود.
فرهنگ فارسی
نگهبانی ده کدخدایی.
جمله سازی با دهبانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلامعلی رئیسالذاکرین دهبانی (زادهٔ ۱۰ فروردین ۱۳۱۸ – درگذشتهٔ ۱ مهر ۱۴۰۰) آغازگر سرایش شعر به گویش سیستانی بود. این استاد را چهرههای نامی ادبیات، برترین بومی سرای ایران میدانند بطوری که تمامی آثار استاد رئیسالذاکرین که برخیها را نیز با صدای خودش خواندهاست به زبان سیستانی نوشته و چاپ شدهاست. رئیسالذاکرین کارشناس زیستشناسی بود اما اراده و عشق به وطن سبب گردید تا برترین بومی سرای ایران با سبک مختص خودش شود.