لغت نامه دهخدا
دهبان. [ دِ ] ( اِ مرکب ) نگهبان ده. کدخدا. ( از لغات مصوب فرهنگستان ).
دهبان. [ دِ ] ( اِ مرکب ) نگهبان ده. کدخدا. ( از لغات مصوب فرهنگستان ).
نگهبان ده، کدخدا.
نگهبان ده، کدخدا
( صفت اسم ) نگهبان ده کدخدا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنج اَرغَن، افسانههای منظوم سیستانی کتاب شعری است از غلامعلی رئیسالذاکرین دهبانی که به گویش سیستانی سروده شدهاست. این کتاب سهم به سزائی در پیشبرد ادبیات سیستان داشتهاست و تاکنون از جدیترین تألیفات ادبی موجود به گویش سیستانی میباشد. سبک ادبی این کتاب فابل بوده و از زبان حیوانات سروده میشود. این کتاب به نوعی کلیله و دمنه سیستان میباشد،
💡 مرکز بخش شهر چاهورز است و از دو دهستان چاهورز و شیخ عامر تشکیل شدهاست. دهستان چاهورز متشکل از روستاهای دهبان، دهنو و چاه چاورز است. دهستان شیخعامر نیز مرکز آن روستای شیخعامر است.