لغت نامه دهخدا
دزگنبدان. [ دِ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) نام گردکوه است که کوهی است در طبرستان. ( از نزهةالقلوب مستوفی ج 3 ص 161 ). رجوع به گردکوه در همین لغت نامه شود.
دزگنبدان. [ دِ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) نام گردکوه است که کوهی است در طبرستان. ( از نزهةالقلوب مستوفی ج 3 ص 161 ). رجوع به گردکوه در همین لغت نامه شود.
نام گرد کوه است که کوهی است در طبرستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که زریر و بسیاری دیگر از پهلوانان ایرانی در نخستین جنگ با ارجاسپ کشته میشوند و گشتاسپ لشکر خود را در تنگنایی سهمگین مییابد، از ته دل سوگند میخورد که اگر اسفندیار بتواند دشمن را شکست داده و از کشور بیرون براند، تخت شاهی را به اسفندیار بدهد، همچنان که پدرش لهراسپ تخت را به او واگذارده بود؛ ولی هنگامی که اسفندیار به این پیروزی بزرگ دست مییازد، گشتاسپ تنها همای را به او میدهد و او را هرگونه بزرگ میدارد، ولی تخت شاهی را همچنان برای خود نگه میدارد. به جای آن اسفندیار را باز هم به اردوکشیهای بیشتر میفرستد تا سرزمینها دوردست را تسخیر کرده و فرمانبردار سازد تا دین نو زرتشت را بگستراند که اسفندیار این کار را هم با کامیابی به سرانجام میرساند. در این هنگام یکی از خویشان شاه، کورزم (جورزم در طبری) که گویا Kavārasman اوستا است، اسفندیار را متهم میکند که میخواهد شاهی را بدست آورده و شاه را برکنار سازد. اسفندیار در پیش دیده همگان نخست سرزنش شده، بازداشت میشود، به غل و زنجیر کشیده میشود و در دز گنبدان زندانی میشود.
💡 اسفندیار یا اسپندیار، پسر گشتاسپ و کتایون، و نوهٔ لهراسپ، شاهزاده کیانی در تاریخ اسطورهای و حماسی ایران و قهرمان جنگهای مقدس کیش زرتشتی است که بیشتر برای نبرد سوگانگیزش با رستم، دیگر پهلوان ایرانی شناخته میشود. برادرانش پشوتن و فرشیدورد، عمویش زریر و پسرانش نوشآذر و مهرنوش و بهمن و طوش نام داشتهاند. اسفندیار رویینتن بود، در شاهنامه به چگونگی رویینتن شدن اسفندیار اشارهای نشدهاست اما در زراتشتنامه از زرتشت بهرام پژدو آمده است که زرتشت اسفندیار را که نوزادی بیش نبود، در آب مقدس شستوشو داد که همین سبب رویینتنی او گشت و تنها چشمانش آسیبپذیر باقیماند. اسفندیار در نبرد با ارجاسب فرماندهی سپاه گشتاسب را بر عهده داشت، و با پیروزی به نزد پدر برگشت اما گُرَزم پادشاه را علیه اسفندیار شورانید؛ چنانکه دستور داد اسفندیار را در دز گنبدان زندانی کنند.