داجن
مترادفها
حیوان خانگی، اهلی
متضادها
وحشی
لغت نامه دهخدا
داجن. [ ج ِ ] ( ع ص ) دستاموز. بز و غیر آن که بجائی الفت گرفته باشد. گوسفند و مرغ دست آموز. ج، دَواجِن. ( مهذب الاسماء ): جمل داجن؛ شتر آبکش. ( منتهی الارب ). شاة داجن؛ گوسفند انس گرفته. ( منتهی الارب ). ج، دَواجِن. || مقیم در جایی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دستاموز
جمله سازی با داجن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیل داجن (انگلیسی: Neil Dudgeon؛ زادهٔ ۲ ژانویهٔ ۱۹۶۱) بازیگر اهل بریتانیا است. وی از سال ۱۹۸۷ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بودهاست.
💡 جیمز داجن (انگلیسی: James Dudgeon؛ زادهٔ ۱۹ مارس ۱۹۸۱) بازیکن فوتبال اهل بریتانیا است.
💡 منزل داجن به عربی ( مَنزلِ داجِن )، روستایی است در دهستان بنو الَمَنبة از توابع استان استان صَنعاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.