لغت نامه دهخدا
خمپاره بستن. [ خ ُ رَ / رِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) محلی را زیر آتش خمپاره گرفتن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خمپاره بستن. [ خ ُ رَ / رِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) محلی را زیر آتش خمپاره گرفتن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
محلی را زیر آتش خمپاره گرفتن
💡 پس از این درگیری، شاه جرئت نکرد سرداران قاجاری که حسینقلیخان را همراهی کردند و در میان ایلات قاجار نفوذ بسیار داشتند را اعدام کند؛ اما سایر همراهان برادر خود چون رهبران قبایل افشار، نانکلی و کلیایی را به شیوههایی نظیر به میل کشیدن و به خمپاره بستن اعدام کرد.