خصیف

لغت نامه دهخدا

خصیف. [ خ َ ] ( ع اِ ) خاکستر. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || ( ص ) نعل دوخته. ( منتهی الارب ). || شیر که برآن جغرات ریخته باشند. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).
- جبل خصیف؛ کوه دو رنگ که سیاهی وسپیدی داشته باشند. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).
- کتیبة خصیف؛ سپاه برنگ آهن. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با خصیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علی خصیف (عربی: علي خصيف؛ زاده ۹ ژوئن ۱۹۸۷) یک بازیکن فوتبال اهل امارات متحده عربی است.

💡 منشا در بازی رفت مرحله یک‌هشتم نهایی مقابل الجزیره، پس از اینکه پنالتی خود را گل نکرد، داور به خاطر خطای دروازه‌بان علی خصیف، دستور به تکرار ضربه داد و پس از اجرای پنالتی، دومین گل خود در این رقابت‌ها را به ثمر رساند.