لغت نامه دهخدا
خرج تراش. [ خ َ ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه برای تحقق امری خرج فراوان پیش بینی می کند.آنکه برای انجام امری بیش از لزوم ایجاد خرج کند.
خرج تراش. [ خ َ ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه برای تحقق امری خرج فراوان پیش بینی می کند.آنکه برای انجام امری بیش از لزوم ایجاد خرج کند.
آنکه برای تحقق امری خرج فراوان پیش بینی می کند آنکه برای انجام امری بیش از لزوم ایجاد خرج کند.
💡 سودجویی و جاه طلبی زهتاب و هرج و مرج بیمارستان فقط به خرج تراشی برای بیماران با رقمهای هنگفت و جراحیهای بیدلیل آنها و قاچاق اعضای بدن ختم نمیشود بلکه باعث میشود تا افراد سالم زیادی در یک مانور بیمارستانی صدمات جدی ببینند یا مفقود شوند.